تبليغاتX
STATISTICS

STATISTICS

WHEN YOU NEED STATISTICS YOU NEED A MATTER OF FACT

شگفتی های وبلاگ من

وبلاگ بنده البته بهتره بگم وبلاگ خودتون دارای شگفتی های زیادی هست که فکر نمی کنم هیچ وبلاگ دیگری از این شگفتی ها برخوردار باشه ! در زیر چند مورد از این عجایب رو ذکر کردم :

>برخی از خوانندگان وبلاگ من به صورت گروهی از وبلاگ بازدید ودر آن نظر میدهند !!!

>برخی از خوانندگان وبلاگ من روزی ۱۸ ساعت مطالعه مفید دارند !

>افراد ناشناخته (مجهول) نیز از این وبلاگ بازدید میکنند !

ضمنا در همین جا از آقای مصیب دعوت میکنم اشعار خود را در اختیار ما قرار دهند تا دیگران نیز به فیض برسند !

تا بعد ...

 

+ نوشته شده در  85/03/27ساعت 11:32  توسط محمود  | 

... و ناگهان طبع شعر من گل کرد !

به علي گفت مادرش   روزي           كه بترس و كنار حوض مرو

رفت و ناگهان افتاد در حوض        بچه جان حرف مادرت بشنو

------------------------------------------------------------------

دوش كه كوبيدي از عقب به ژيانم              شد سبب خرج و اعتذار وتاسف

تند مران  اي دليل ره   كه     مبادا              باز كني با ژيان بنده تصادف!

---------------------------------------------------------------------

خوش آمد اين سخن ما را پريروز           كه مي فرمود بد جنسي كلك باز

چو مي بيني كه نابينا و چاه است           تو نيكي مي كن و در چاهش انداز !

------------------------------------------------------------------------

طبيبا ، رو منه بر قلب من گوش          وگر هشتي ، مكن درمان فراموش

-------------------------------------------------------------------------

مرا شكست و فرو ريخت هر چه دندان بود!       كه نرخ هر عددش سي هزار تومان بود

----------------------------------------------------------------------------

كتك اندر ميان بحث اي دوست !       تا نخوردي  نمي كني  باور

كه نخواهي به بحث  شد  پيروز        جز به تدبير مشت زور آور

+ نوشته شده در  85/03/22ساعت 20:17  توسط محمود  | 

 يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد.......
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد..........
يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد"..........
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره..........
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش........ پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون........
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته...
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه........
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده.........
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني يا.....
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند......
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد...........
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد.................
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد................
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند......
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند............
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود...........
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند..............
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري).....
يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند..............
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد.........
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند...........
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد....
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند......
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد.......
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد........... ...
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد......
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند....... يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد.................
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند........
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد.............
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد............
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند......... 

يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد.........
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند...
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد......
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند.........
 
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . .
+ نوشته شده در  85/03/18ساعت 22:5  توسط محمود  | 

سلام

اگه فکر کردین به خاطر درس و این چیزا نتونستم وبلاگو به روز کنم سخت در اشتباهید ...

بلکه دلیل اصلی وجود پاره ای از مشکلات فنی (!!!بماند!!!) بود .

به هر حال شرمنده همتون ...

+ نوشته شده در  85/03/18ساعت 21:53  توسط محمود  | 

تریپ دانشجویی

مصيبت:ستم ،حضور و غياب کردن در هر جلسه.
 
عمه خانوم:دانشجويی که سه بار زبان پيش بگيرد.سابقه دار .کسی که از 18 سالگی تا 38 سالگی در دانشگاه تحصيل کند .
 
خشونت طلب:دشمن شماره 1 جامه مدنی.استادی که تهديد کند همه را خواهد انداخت.
 
عمو يادگار:بابا بزرگ ،فسيل.دانشجويان وردی 68.
 
جواد:هوشنگ سابق،کسی که دانشگاه علوم پايه را 7 ترمه بگذراند.
 
با حال:استادی که در جلسه امتحان تقلب نگيرد.ميان ترمها را تصحيح نکند .حضور و غياب نکند.استادی که نمره ها را روی نمودار ببرد.
 
ضد حال :مراقبی که جای دانشجويان را در جلسه امتحان عوض کند.
 
دوزار:ده شاهی :مدرک دانشگاه آزاد.
 
سشوار :وسيله اي که باد گرم توليد ميکند،کولر دانشگاه.
 
شناسنامه:مشخصات اصطلا حات دانشجويی که نام و نام خانوادگی،نام پدر،شماره دانشجويی همره با تعداد واحد های يک دانشجو را از جنس مخالف حفظ باشد.متخصص در امور خواستگاری و بعله برون و عشق و لبخند.
 
عشق و صفا:آغاز زندگی مشترک.اول بدبختی.پايان دوران کلش کلش.آشنايی بيشتر با وزير جنگ.
 
جوشکار:متخصص در امور ازدواج از خواستگاری گرفته تا عقد و عروسی.
 
آب خنک:خوردن ان معادل اخراج است.پاداش فعاليت های سياسی.چيزی که به وفور يافت ميشود.
 
کبريت بی خطر :دانشجويی که فقط کار فرهنگی و علمی انجام ميدهد.دانشجوی غير سياسی.مصداق ضرب المثل "اهسته بيا تا گربه سلف شاخت نزنه".
 
سوتی:سه کردن .ضايع بازی .کسی که در نقليه دانشگاه با بوق به زمين بخورد.دانشجويی که مسله را حفظ کند ولی پای تخته يادش برود.دانشجويی که در جلسات امتحان پس از رد و بدل کردن ورقه فراموش کند اسم برگه را عوض کند.رو شدن تقلب.
 
هيئت پاکسازی:دانشجويی که هميشه در سلف و تريا و بوفه نشسته باشد.گشنه.نخورده.
 
بد شانس:مشروط با معدل 11،98 يا 11،99.
 
شمع و گل و پروانه:دانشجويانی که در جلسه امتحان کنار هم بشينّند.
 
بدل کار : جانشين.کسی که در کلاس های عمومی بجای دوستش حاضری بزند يا دنبال نمره برود.فداکار.
 
زوج خوشبخت:کسانی که در دانشگاه دست همديگر را ميگيرند تا گم نشوند.نديد.پديد.
+ نوشته شده در  85/03/08ساعت 9:16  توسط محمود  | 

چگونه روشنفکر شويم !

مواد لازم  : شـــــافی کاپ ، پيپ ، موسيقی کلاسيک ، قهوه فرانسه ، کتاب شعر( حتما به زبان فرانسوی ) كلاه هم باشه بد نيس
، محاسن ( به مقدار کافی )
روش کار : اين روش ، خيلی روش خوبيه به اين دليل که تقريباً همه دخــــترا خيلی
از پسرای تيريپ روشنفکر خوششون مياد و به قول پسرا زود مخ زده ميشه ! روشنفکر شدنم خيلی کارسخــــــــتی نيست
 کافــــــــــــــيه چند تا اسم نويســـــنده و کـــــــارگردانی رو که تا حالا کسی اسمشونو نشنيده حفظ کنين و تو هر جمله ای که ميگين يه دو سه تاشو بندازين !
در ضمن لازمه بزارين يه کم محاسنتون بلند شه ! هم نشونه روشـــــــــــنفکريه هم
ميتونين دستاتونو باهاش خشک کنين !
در ضمن موهاتون هم شونه نكنين هر چـــی در هم تر بهتر
سعی کنين کارايی و بکنين که بقيه نميکنن ! مثلا بد نيست حـــــــداقل روزی ۲ بار
بيفتين تو جوب ! يا تو در و ديوار بخورين ! در هنگام راه رفتن شيلنگ تـــخته بندازين !
نكته:اين كارارو جاي بكنين كه خودتون 2 تا هستين
اينا خيلی جواب ميده و نشون ميده شما خيلی کارتون درسته !
لباس پوشيدنم خيلی مهمه ! سعی کنين يه جور لباس بپوشين که هـــــمه بگيرن
اين قضيه رو که شما روشنفکرين ! لباسای گشاد ، گيوه و کش موی بنفـــــــــش !و شال گردن
خيلی به کارتون مياد .
امآ روش صحبت کردن ! بايد خيلی آروم و نامفهوم صحبت کنين جوری که طـــــــرف
هيچی از حرفای شما نفهمه و فکر کنه شما خيلی اين کاره ايد ! هر چـــی بتونين
بيشتر شعرور سر هم کنين راحت تر کارتون انجام ميشه !
بقيه رو به فلان باباتونم حساب نکنيد و فکر کــــنيد هيــــــشکی بيـــــشتر از شما نميدونه
  به هر گدايی که سر راهتون ميبينين حداقل ۵۰۰ تومن کمک کنيد! 
سعی کنين حموم نريد ! خيلی مــــــهمه اين قضيه ! هر چـــــی شيپيش تر باشيد
روشنفکر تر به نظر ميرسيد ! 

بايد حتما موسيقی کلاسيک گـوش بدين ! البتـــــــــه وقتی تو يه جمع روشنفکری هستين !
  بعد که رفتين خونه مـيتونين با همــــــــــــــون داوود بهبودی حال کنين ! 
هر رشــــــــته ای که تو دانشگـاء ! خونديـن رو بايد بيخيال شين و به همه بگين که فلسفه خوندين !
 البته واسه اينکه گــــــندش در نياد بگين تو يکی از دانشـگاء های خارجی ! 

مثله گاو غذا بخورين اينم يکی ديگه از کارايی که روشنفکرا ميکنن !
به خواهرتون تو خونه گير الكي بدين ولـــی
وقـــتی تيريپ روشنفکريه کاری به کارش نداشته باشـــين ! اين روشا خيلی جواب ميده !
خيليا تاحالا  با همين روشا روشـــــــنفکر شدن! 

آره داداش من !
 آب هندونه رو از برنامه غذاييت حذف کن توام ميتونی ..
+ نوشته شده در  85/03/06ساعت 8:32  توسط محمود  | 

آیا شیطان وجود دارد؟

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز  وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما  نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد.
استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت  کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "
 شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن
 به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن  گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا  آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد  یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون  حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما
 توصیفی داشته باشد خلق کرد."
شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
 شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن
 نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان.
 در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول
 موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک
 پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما  چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری  که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟
 تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
 در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در  جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها
 نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به
 سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا
 توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است
 که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از
 گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.
نام آن مرد جوان: آلبرت انیشتن
+ نوشته شده در  85/03/05ساعت 17:36  توسط محمود  | 

موارد استفاده صحيح از sms در جامعه!


خيلي بدون شرح شما رو دعوت مي‌کنم به مشاهده گوشه‌اي از موارد استفاده صحيح از sms در جامعه:
:: از يك دانشجوي دانشگاه امام صادق(ع) به خبرگزاري ايرنا:
آيت الله مهدوي كني صبح امروز درگذشت!
(دروغ 13)


:: از قصابي جبارخان به ليست مشتري‌ها:
خدمات جديد قصابي جبارخان. جهت خريد گوشت گاو شماره 1، جهت خريد گوشت گوسفند شماره 2، جهت خريد دمبه شماره 3 را sms كنيد و سفارش خود را در منزل دريافت نماييد.
قصابي جبارخان، پيشگام در خدمات

:: از يكي از وزيران به رئيس‌جمهور:
اگه يه بار ديدي تو يه جا هستي كه ديواراش قرمزه تعجب نكن. تو توي قلب من هستي.

:: از حسن آقا بقال به اصغر آقا نجار:
انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست!

:: از علي لاريجاني به محمد البرادعي:
يه بار به يه اسكلت ميگن يه شعر بگو. ميگه تپلويم تپلو.... هههه. جون ممد باحال بود؟

:: از محمدعلي ابطحي به سيدمحمد خاتمي:
سلام سيدممد. امروز يه عكس تازه يواشكي با موبايلم از يكي گرفتم. هلو. بيست. توپ. نميگم كيه تا تو كفش بموني...

:: از حزب اعتماد ملي به صورت عمومي:
طرح عظيم 100 هزار تومني. انتخابات سال 88 را فراموش نكنيد...

:: از بوش به كاندوليزا رايس:
سلام كاندي جون. اين محمود بدجوري حال ما رو گرفته. فكر كن ببين چي جوابش رو بديم. راستي اذان صبح هم ساعت 4:02 هست. قربونت جورج

:: از رئيس بانك ملي به مشتركان: (ساعت 2 نصفه شب)
بانك ملي ايران ،‌ شما را به ادامه خوابتان دعوت مي‌نمايد. هر جا سخن از....

:: از رزيتا به الميرا:
سلام المي جون. راستش من نمي‌خواستم امروز اونجوري باهات صحبت كنم. ولي راستش ميدوني چيه. از وقتي اون اتفاق افتاد نظرم راجع به كامي عوض شده. نه كه فكر كني ازش خوشم اومده ها. ولي خب قبول كن كه آدم بدي هم نيست. حالا تو اونجوري كه صحبت كردي به هر حال من نمي دونم. اميدوارم از دستم ناراحت نشده باشي. راستي اگه.......... sms 1 از 52

:: از مراد بيل زن به وزير كشاورزي:
سلام آقاي وزير. لطفا به معضل كودهاي شيميايي بخش گل تپه ي عليا هم رسيدگي بفرماييد

:: از پسر خاله‌ي رئيس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ به رئيس راهنمايي رانندگي:
يكي داشته با سرعت رانندگي مي‌كرده‌ پليس جلوشو مي‌گيره ميگه گواهينامه. طرف ميگه باهاش جمله بسازم؟ هههه

:: از گروه علمي باران،‌ كلاس اول دبيرستان انقلاب بخش حسن آباد به ليست اعضا:
جلسه شيمي،‌ فردا ساعت 5. منزل مصطفي اينا

+ نوشته شده در  85/03/03ساعت 19:28  توسط محمود  |